پایان “Devs” توضیح داد: آیا زمان آن رسیده که به تکنو مذهب الکس گارلند روی آوریم؟

پنجشنبه - 28 فروردین 1399

به نقل از سایت خبری آپ دی ال : پایان “Devs” توضیح داد: آیا زمان آن رسیده که به تکنو مذهب الکس گارلند روی آوریم؟

اسپویلرهای عمده جلو برای کلیت دیوها، الکس گارلندسریال علمی تخیلی FX در مورد علمی علمی Hulu.

ما همراه با جدیدترین پروژه گارلند هستیم دیوها برای اجرای هشت قسمت آن ، ردیابی مکالمات محاوره ای فنی ، کوانتومی و ارائه نظریه های ما در مورد WTF در حال انجام است. حالا که فینال سریال اینجاست ، بالاخره جوابهایمان را می گیریم و کاملاً ، مطلقاً ۱۰۰٪ همه چیز را که اتفاق افتاده است می فهمیم … کم و بیش بنابراین شما در اینجا هستیم که اگر شما هنوز هم مشکل در اختلاف بین نظریه موج خلبان د بروگللی و بوهم و هیو اورتفرضیه قطعی “بسیاری از جهان”.

صادقانه، دیوها انجام یک نمایش کافی به اندازه کافی توضیح می دهد که چه اتفاقی می افتد بدون این که وارد فیزیک نظری یا معادلات ریاضی ذوب مغز شوید که درک اصلی از علوم رایانه ، مکانیک کوانتومی و مناطقی را که در آن همپوشانی دارند ، کار واقعاً خوبی دارد. اگر می خواهید به پایین خرگوش فن آوری که در صفحه نمایش قرار دارد بروید دیو ، شما کاملاً می توانید اگر ترجیح می دهید در داستان های انسانی که در قلب طرح قرار دارند ، تجموز کنید ، در اینجا چیزی بیش از حد کافی وجود دارد که شما را علاقمند کند. و اگر به دنبال یک دین جدید فنی برای تبدیل شدن به آن بوده اید ، خوب ، گارلند خدایان ، جبرگرایی و زندگی آخرت را فقط برای شما رقم می زند!

دیوها به طور خلاصه می توان به شرح زیر خلاصه شد: جنگل (نیک Offerman) ، یک نماد شرکت فناوری ، در بازار محاسبات کوانتومی قرار گرفته است اما یک فاجعه شخصی وحشتناک نیز متحمل شده است. او از هر دارایی به عنوان اختیار خود برای یافتن راهی برای تصحیح آن اشتباه استفاده می کند ، به زندگی خود ترجیح می دهد به جای اینکه در مسیری که پیش از او تعیین شده باقی بماند. و او مایل است برای تحقق آن رویا ، هر کاری و هر کاری را که باید انجام دهد ، انجام دهد ، حتی اگر این به معنای گرفتن همان رویای دیگران باشد.

به جز ، همانطور که فارست در فینال توضیح می دهد ، او هرگز چیزی از کسی نگرفت. این فقط راهی بود که همه چیز برای بازی کردن مقدر شده بود. زنبق (سونویا میزونو) دلیل زیادی برای طرح مسئله در این بیانیه دارد. جنگل نه تنها در قتل دوست پسرش سرگئی همدست بود (کارل گلسمان) ، او اکنون می تواند جیمی را اضافه کند (جین ها) قتل به لیست گناهانش. کلیت دیوها با تعارض سرنوشت و اراده آزاد بازی می کند ، خواه زندگی زندگی را روی ریل ها انجام دهیم و فقط توهم انتخاب را داشته باشیم یا اینکه آیا خود انتخاب واقعاً می تواند آینده را تغییر دهد. درنهایت ، انتخاب لیلی این است که از مسیری که پیش از او در نظر گرفته شده فاصله بگیرد (با دیدن این رفتار در پیش بینی رفتار پیش بینی شده خود که نشان می دهد چگونه اوضاع بازی خواهد کرد) که آچار را به ماشینهای رایانه Devs انداخت. به راحتی نمی تواند اراده آزاد حساب کند. کیتی (آلیسون قرص) و فارست شاهد رفتاری پیش بینی شده لیلی بود که بار دیگر سیستم را خراب می کرد ، باعث کشته شدن خودش و خودش و خودش و لیلی شد ، اما تصمیم لیلی برای کنار آمدن از این روند باعث عدم اطمینان در پیش بینی شد و در نتیجه نمایش تنها حالت ایستا داشت.

استدلال گارلند می توانست به همین جا خاتمه یابد ، اما در عوض ، با آنچه اتفاق می افتد کمی مورد هجوم قرار می گیرد: وقتی لیلی با موفقیت از ریل ها خارج شد ، استوارت برای بازگرداندن آنها در مسیر عمل می کند. رفتار پیش بینی شده لیلی باعث می شد مهر و موم خلاء تأسیسات شکسته شود و باعث شکست آن شود. رفتار واقعی او از این امر جلوگیری می کرد. بنابراین این غیرفعال کردن عمدی استوارت از سیستم است که مجبور به بازگشت به سری پیش بینی شده از وقایع شده است. حتی اگر مراحل در طول راه کمی تغییر کرده باشد ، نتیجه نهایی به همین صورت است: Devs از کار می افتد ، سقوط حمل و نقل شناور ، جنگل و لیلی می میرند.

جز مرگ در این دنیا لزوماً پایان نیست. جنگل ، اکنون در درون سیستم Devs قیام کرده است – که نشان داد در واقع “Deus” نامیده می شود و “v” یا “u” رومی را جایگزین “v” می کند … بله – گفتگوی نهایی با کیتی در اتاق تجسم دارد. آنها به این درک می رسند که سیستم Devs / Deus فقط با اصل “بسیاری از جهان” لیندون کار می کند. به دستور Forest ، کیتی از داده های گردآوری شده توسط Devs / Deus در هر دو فارست و لیلی استفاده می کند تا آنها را چند روز زودتر از آن لحظه فعلی در شبیه سازی قرار دهد. این جهان ، یکی از بسیاری از موارد ، نسخه بهشتی جنگل است که به او اجازه می دهد وضعیت مسیحی خود را از امیا حفظ کند ، و از همه مهمتر ، همسر و دختر خود را به دنیایی که هنوز در آن زندگی می کنند ، بپیوندد. او همچنین لیلی را به بهشت ​​خود می کشد که به او اجازه می دهد سعی کند سرگئی را از سرنوشت خود نجات دهد ، اما همچنین به او فرصتی می دهد تا قبل از اینکه این فاجعه ناگزیر شود دوباره با جیمی ارتباط برقرار کند.

این یک قوس مناسب برای کمان برای فارست است ، و از همان ابتدا به آنچه او می خواست (و میلیارد ها دلار برای آن خرج نکرده است) بدست آورد ، اما این پایان عجیبی برای لیلی است: او هیچ تصمیمی برای تصمیم گیری برای مرگ ندارد (این کار استوارت بود ، در تلاش بیهوده برای جلوگیری از ادامه سیستم Devs / Deus) یا زندگی دوباره (این “هدیه” جنگل بود ، او را دوباره به زندگی “در دنیای شبیه سازی شده توسط موجودات شبیه سازی شده ، از میکروبها به بالا بازگرداند”). به نظر می رسد خیلی سریع و خیلی راحت از سرگی تسلیم می شود ، و نه لزوماً به معنای عاشقانه ، اما به این معنا که می توانست به صراحت او را نسبت به جاسوسی از Devs برای روسها هشدار دهد. و در حالی که لیلی دوباره روابط خود با جیمی لحظه ای شیرین در این داستان است ، پس از گذراندن روزهای بسیار طولانی با او در روزهای منتهی به مرگ نابهنگام او ، کمی تحت الشعاع عدم روحیه و مبارزه ناگهانی لیلی قرار گرفته و اساساً علیه او قیام کرده است. خواست او

گارلند در پایان این گفتگو با راهنمای تلویزیون ، درباره پایان آن اظهار داشت:

شما هم نظری ارسال کنید

نظر ها بسته شده اند