جسی آیزنبرگ در مورد Vivarium ، مقاومت و بازی در نوع Lex Luthor Type

یکشنبه - 10 فروردین 1399

به نقل از سایت خبری آپ دی ال : جسی آیزنبرگ در مورد Vivarium ، مقاومت و بازی در نوع Lex Luthor Type

تریلر تعلیق ویواریوم داستان نگران کننده را از آنچه اتفاق می افتد هنگامی که یک زن و شوهر جوان ، تام (جسی آیزنبرگ) و Gemma (گلدان ایموژن) ، تصمیم می گیرد به جستجوی خانه رویایی خود برود. جستجوی آنها آنها را مستقیماً در مرکز یک کابوس وحشتناک که نمی توانند از آن فرار کنند ، قرار می دهد و در ردیف های اسرارآمیز خانه های یکسان به دام افتاده اند. آیزنبرگ همچنین درام تاریخی را به عهده دارد مقاومت، جایی که وی نسخه جوانی از مجری معروف تئاتر مارسل مارسو را بازی می کند. این فیلم از مارسو زندگی می کند که در فرانسه تحت اشغال نازی ها زندگی می کند ، جایی که وی قصد ندارد در جنگ جهانی دوم درگیر شود تا اینکه تصمیم بگیرد به مقاومت فرانسه بپیوندد تا فرزندان یتیم شده توسط نازی ها را نجات دهد.

در طی مصاحبه تلفنی ۱ به ۱ با Collider ، آیزنبرگ در مورد هر دو نسخه اخیر خود ، چگونگی صحبت صحبت کرد ویواریوم به نظر می رسید که یک رویای تب است که با تعهد همراه است ، کاری که دوست داشت یک صحنه مخصوصاً کلاستروفوبیک انجام دهد ، کاری که برای او انجام می داد مقاومت، چرا او از بازی کردن شخصیت های شرورتر و خیلی چیزهای دیگر لذت می برد.

Collider: انتشار هر دو را تبریک می گویم ویواریوم و مقاومت، در همان روز. جالب است که دو داستان و شخصیت متفاوت با هم داشته باشید ، همزمان.

تصویر از طریق Saban Films

جسی آیزنبرگ: بله ، عالی است وقتی که از این طریق کار کند. من این فیلم ها را به عقب برگرداندم ، و فقط اکنون ، به صورت گذشته نگر ، آیا اینها نوعی شباهت برای من دارند ، به خصوص با توجه به شرایط فعلی ، این است که همه ما در حال جداسازی هستیم. من یک کودک سه ساله دارم ، بنابراین وقتم را صرف تلاش برای سرگرمی و حواس پرتی می کنم. که در ویواریوم، این شخصیت ها کاملا به معنای واقعی کلمه در داخل این نقره گیر گیر کرده و دیوانه می شوند. و در مقاومت، شخصیت ها به وضوح از نازی ها پنهان شده اند ، که این یک تهدید به مراتب جدی تر است و شخصیت من برای سرگرمی این بچه ها باید از تخیل او استفاده کند.

با ویواریوم، در مورد رسیدن به مکان در بزرگسالی چیز ترسناکی وجود دارد ، جایی که وقت آن رسیده است که خانه ای بدست آورید ، به خصوص برای این زوج که ظاهرا به دنبال یک خانه عالی هستند تا احتمالاً خانواده خود را آغاز کنند ، و سپس آن رویا فقط به کابوس تبدیل می شود. وقتی این فیلم را تماشا می کنید ، یک احساس ترس و وحشت نسبت به آن وجود دارد. آیا اولین باری که فیلمنامه را خواندید ، همه آنجا بود؟

آیزنبرگ: بله. به نظر می رسید که خواب رویای تب را شب قبل از ازدواج یا بچه دار شدن یا خانه خریداری کرده اید. این مانند ترسهای ناخودآگاه است که همه ما در مورد انجام تعهدات در زندگی خود داریم ، حتی اگر این تعهدی باشد که شما انتخاب کرده اید ، شریکی که انتخاب کرده اید ، یا خانه ای که شما می خواستید آن را بخرید یا در آن زندگی کنید فقط یک قدم نزدیک تر به خود شما است. مرگ و میر بنابراین ، من فقط فکر کردم که این کابوس درخشان آن است ، مانند فیلمهای درخشان سورئالیستی که احساسات خاصی را برای ما به وجود می آورند ، فقط از طریق نمادها و نه از طریق یک تصویر واقعی تر از ترسناک ، یا یک تصویر واقعی از یک تفسیر درباره زندگی مدرن.

به نظر می رسد این فیلم همچنین یک فیلم بسیار هیجان انگیز برای فیلمبرداری بوده است. آیا این مورد بود؟ و وقتی کاری شبیه به آن انجام می دهید ، آیا باید شخصاً خود را قدم بردارید تا بتوانید از روی شاخه عبور کنید؟

تصویر از طریق Saban Films

آیزنبرگ: بله ، به خصوص با فیلمی مانند این ، جایی که شخصیت ها به طور فزاینده ای عصبانی می شوند. شما می خواهید مطمئن شوید که برخی از مسیرها وجود دارد. از آنجا که سبک بازیگری طبیعت گرایانه است ، به نوعی می خواهید این طبیعت گرایی را در یک بستر کاملاً غیرطبیعی قرار دهید. اتفاق تصادفی وجود دارد زیرا شما در حال فیلمبرداری از این فیلم ها روی این موارد مانند صداپیشه هستید ، جایی که هیچ ویندوز و یا سر و صدای خارج از خانه وجود ندارد و شما در همان ساعت روز ۱۴ ساعت گیر می کنید و این دقیقاً همان چیزی است که شخصیت ها در آن زندگی می کنند. در حال زندگی در این حلقه پلاستیکی کاملاً غیر طبیعی هستید. به نوعی ، این را نشان می دهد که تجربه فیلمبرداری فیلم در یک صداپیشه چیست ، اما با پیامدهای وخیم تر.

این فیلم حتی ترسناک تر هم می شود زیرا به نظر می رسد دلیل خاصی وجود ندارد که این دو نفر مجبورند همه این موارد را پشت سر بگذارند. به نظر می رسد که فقط تصادفی بوده است ، و در یک زمان اشتباه ، آنها در مکان اشتباه بوده اند. آیا شما احساس می کنید که به عنوان یک نتیجه ، داستان تأثیرگذارتر و ترسناک تر می شود؟

آیزنبرگ: بله ، دقیقا این ایده که بدترین جنایات شخصیت ها فقط زندگی طبیعی را می خواستند ، فکر کردن در مورد آن بسیار عجیب است ، در شرایط امروز ، به این معنا که در حال حاضر خواهان عادی بودن ، مجازات مجازات است ، به معنای واقعی کلمه. و در فیلم ، شخصیت ها می خواهند عادی در دنیایی با ثبات باشد. شخصیت من فیلم را در حال حفر سوراخ ، با افزایش بیهودگی می گذراند ، و بعد از آن می داند که او قبر خودش را حفر کرده است. این به بیهودگی رفتار ما صحبت می کند. بازی آخر برای بسیاری از رفتارهای ما چیست؟ آیا ما با هدف بزرگی کار می کنیم ، این فقط ما را می کشد؟

این در اصل فقط شما و ایموژن پوتز است که بیشتر اینها به همراه بازیگر جوان دیگری که در فیلم The Boy بازی می کند ، بازی می کنند. به همین دلیل آیا با همه همکاری و کار با کارگردان ، بیشتر احساس همکاری می شود؟

تصویر از طریق Saban Films

آیزنبرگ: بله. و همچنین ، هر شلیک در این فیلم باید به گونه ای خاص مهندسی می شد زیرا فیلم در این جهان ساختگی اتفاق می افتد ، بنابراین کمی باهوش بود. اما کارگردان عالی است. او روی بسیاری از تولیدات کار کرده است ، سعی در ساختن کابوس های کابوس با روش های خلاقانه. وقتی می گویم راه های خلاقانه ، منظورم این است که بدون داشتن بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری برای ساختن چیز لفظی ، استفاده از نه تنها جلوه های ایجاد شده در رایانه ، بلکه از نقاشی هایی به نام اسکرین ، که پرده هایی با تصاویر روی آن است ، استفاده می کنم. این یک تجربه بازیگری جالب بود. تیم جلوه های دیجیتال لارس فون تریر از دانمارک در آنجا حضور داشتند و آنها را در زمان واقعی به من نشان می داد که چه می تواند باشد. ما اساساً در یک صحنه بودیم ، جایی که کسی غیر از خدمه ، کسی نبود که مثل شما مخاطب با شما روبرو شود. این یک احساس بسیار غیرمعمول بود.

شما همچنین در این قسمت درون یک کیف بدن قرار می گیرید که به نظر می رسد بدترین کابوس من است. آیا واقعاً مجبور شدید به این موضوع دامن بزنید ، و آیا می توانستید بدون مشکلات کلاستروفوبیا این کار را انجام دهید؟

آیزنبرگ: بله ، زیرا تمام ترسهایی که من در زندگی دارم ، وقتی در یک مجموعه فیلم هستم ناپدید می شود. من نمی دانم که آیا من احساس شکست ناپذیری می کنم زیرا در یک مجموعه فیلم هستم. ترس از ارتفاعات ، و یا در این حالت ، در یک کیسه و کلاستروفوبیا پریده می شود ، بلافاصله ناپدید می شود. من در فیلم هایی که هرگز نمی توانم انجام دهم ، در زندگی واقعی ، مبهوت می کنم. من فکر می کنم احساس می کنید که در یک مجموعه فیلم شکست ناپذیر هستید ، زیرا آنها اقدامات احتیاط زیادی را انجام می دهند ، یا به این دلیل که پیش بینی نمی کنید در کار صدمه دیده باشید اما من عاشق چیزهای این فیلم هستم. خوب بود من از فرزندم که یک ساله بود خواستم بیرون بیاید و صحنه را تماشا کند و همسرم گفت: “آیا شما به من شوخی می کنید؟ قطعا نه.”

یکی از مواردی که من در مورد کار شما واقعاً دوست داشتم مقاومت کار مهمی بود که شما در این فیلم باید انجام دهید. چه شد که یاد بگیرید و آن را انجام دهید ، و چه مدت برای آن کار کردید؟

تصویر از طریق IFC Films

آیزنبرگ: خوب ، فقط به صورت گذشته نگر ، می فهمم که من در تمام زندگی ام به آن فکر کرده ام. مادر من وقتی بزرگ شدم دلقک جشن تولد بود. او صورت خود را مانند رنگ می کرد [Marcel] مارسو ، و او برای بچه ها ، در روزهای تولد و بیمارستان و چیزهای دیگر اجرا می کرد. بنابراین ، من از بدنیا آمدم ، تماشای دلقک را می بینم. و سپس ، برای این فیلم ، من حدود نه ماه را با این پسر واقعاً درخشان ، لورین اریک سلم گذراندم ، که فقط این معلم شگفت انگیز است که نه تنها سالها با مارسو تحصیل کرده ، بلکه زندگی مارسائو را تقریباً مزمن کرده است. و بنابراین ، من این آموزش دو طرفه یادگیری را داشتم – یادگیری درمورد Marceau و mime ، بلکه یادگیری این روالها ، یادگیری نحوه اجرای و یادگیری نوع زیبایی که با هنر انتزاعی تر به کار می رود که من به آن عادت کرده ام – هنر این هیچ تجلی تحت اللفظی ندارد فقط هیجان بود. هر زمان که بخواهید کارهایی مانند آن را انجام دهید ، به عنوان یک بازیگر ، عالی است – در غیر این صورت احساس می کنید کمی مثل یک مترجم ، یادگیری چیزهای کوچک ، در اینجا و آنجا ، اما بدون تخصص واقعی هستید. در حالی که با این کار ، از من خواسته می شدم که بیشتر از این افراد متخصص باشم ، معمولاً شما برای یک فیلم هستم ، احتمالاً به این دلیل که بهترین فیلم دنیا را بازی می کنم.

آیا اصلاً احساس بازی کردن با کسی مثل آن دلهره آور بوده است یا اینکه دانستن اینکه این یک بخش بسیار متفاوت از زندگی او از مردم است که اصلاً عادت کرده اند یا حتی از آن آگاه هستند ، راحت تر بود؟

آیزنبرگ: بله. هنگامی که من شروع به گودبرداری در آن کردم ، فهمیدم که ، در این مرحله از زندگی او ، کسی نیست که ما همه می شناسیم ، و هیچ فیلمی از این دوره از زندگی او وجود ندارد. حتی راحت تر از این هم این بود که او برای سرگرمی این کودکان برای این کودکان اجرا می کرد ، بنابراین این نبود که این مجری درخشان باشد. این در مورد این بود که یک مجری باشید که بتواند در یک زمان هولناک این بچه ها را سرگرم کند. و بنابراین ، هنگامی که من در مورد آن فکر می کردم ، میمون راحت تر آمد زیرا انگیزه ای در پشت آن وجود دارد. این تفاوت بین بهترین خواننده اپرا در جهان و آواز بی سر و صدا برای بچه ها برای سرگرم کردن آنها است. این همان چیزی است که من در مورد آن فکر کردم ، و به این ترتیب ، آن را به عنوان بازیگری مریم من تبدیل به یک برنامه بازیگری معمولی من کرد.

ما در مورد هولوکاست ، درباره بازماندگان و چیزهای وحشتناک و هولناک که مردم از آن عبور کردند ، داستانهای زیادی داریم. چرا فکر می کنید این یک داستان مهم برای گفتن مردم است؟

تصویر از طریق IFC Films

آیزنبرگ: آنچه من در این باره دوست داشتم این است که من دائماً سعی می کنم هنرمند بودن و شخصی باشم که بتواند به نفع جامعه باشد. من یک بازیگر و نویسنده هستم و فکر می کنم بسیاری از کارهایی که انجام می دهم تحریک و خدمت به خود است. من با زنی ازدواج کردم که ۳۵ سال داوطلبانه در پناهگاه خانگی خشونت خانگی مادرش بوده و در نیویورک با بچه های بدون مدرک کار می کند و در مدارس فقیرآموزش می کند. و به همین ترتیب ، من هر شب ، از یک روز از شغل خودم ، به خانه می آیم و با کسی که کاری را انجام می دهد که احساس می کند ، برای من خیلی سریعتر خیرخواهانه به سر می برم. من دائماً سعی می كنم آنچه را كه با آنچه انجام می دهد آشتی دهم. به نوعی ، این فیلم درمورد این است که چگونه ، در اینجا یک هنرمند است که در ابتدای فیلم ، به گونه ای احساس می کند و رفتار می کند که به نظر می رسد بسیار مهم و سرزنده است ، اما با پایان فیلم ، او برای نجات اینها جان خود را به خطر می اندازد. فرزندان. با من صحبت کرد ، از این طریق. این یک فیلم واقعی جنگ جهانی دوم یا فیلم هولوکاست نیست ، به اندازه یک فیلم درباره یک هنرمند که سعی در یافتن راهی برای استفاده از کارهای خود به نفع دیگران دارد.

من طرفدار کار شما بوده ام و از زمان سریال های تلویزیونی شما به دنبال حرفه ام بوده ام واقعی شوید، سالها پیش ، و از آن زمان تا کنون شما طیف گسترده ای از شخصیت ها بازی کرده اید. اگر به خودتان بگویید ، در آن سن ، این شغل را دارید ، فکر می کنید واکنش چگونه بوده است؟ آیا حرفه شما چیزی شبیه به آنچه فکر می کنید ممکن است باشد یا می تواند باشد بوده است یا برای شما بسیار تعجب آور بوده است؟

آیزنبرگ: اول از همه ، خیلی ممنونم شما خیلی شیرین هستید که همه اینها را بگویید. وقتی از من سؤال کردید ، موضوعی که به ذهنم می رسد این است که ، هنگامی که من بازیگری را شروع کردم و این تا حدودی مربوط به کلیشه های یهودی است و بخشی از آن با حس شوخ طبعی خودم ارتباط دارد ، اما من به عنوان این بازیگران بازی می کردم. ، شخصیت های باکره ، و من از آن چنان ناامید شدم ، که من شروع به تلاش های بسیار جدی برای بازی شخصیت هایی که متکبر و مستهجن بودند ، کردم. و بعد ، من اساساً فقط آن شخصیت ها را می فرستادم ، و به نظرم می رسید که دقیقاً دقیقاً نقطه مقابل را دنبال کردم. این یک چیز عجیب است که در آن شما یک ایده خاص دارید که چه کسی هستید و چه چیزی را می خواهید بازی کنید ، و سپس مخاطب شما را به روش های خاصی درک می کند و به چیزهای خاصی فکر می کنید. و سپس ، فیلم های خاصی که شما انجام می دهید ، بدون پیش بینی نتایج آینده ، محبوبیت پیدا می کنید و در آگاهی عمومی شما جاسازی می شوید ، و سپس اینگونه درک می شود.

تصویر از طریق IFC Films

بنابراین ، برای من ، من سعی کردم آنچه را که انجام می دهم تغییر دهم ، تا بتوانم آن را برای من سرگرم کننده و جالب نگه دارم ، اما بعد از آن شما به همان مشکل تبدیل می شوید ، جایی که شما دوست دارید ، “اوه ، اکنون من من با این نوع شخصیت گیر کرده ام ، “بنابراین می خواهم دوباره آن را تغییر دهم. امسال ، من قصد داشتم این دو چیز را کارگردانی کنم – این نمایش تلویزیونی و سپس این فیلم ، در پاییز. من قصد داشتم تا از کارهایی که انجام می دادم دورتر شوم و البته ، این کارها در کار است که بدترین چیز در جهان نیست ، بدیهی است که در مقایسه با هر چیز دیگری. شما تقریباً نمی توانید برنامه ریزی کنید ، اما من حدس می زنم که احتمالاً مانند هر شغلی دوست دارد.

دیدن شما در هنگام بازی لکس لوتور بسیار جالب بود زیرا این احساس غیرمنتظره بود ، و به خاطر بازی در یکی از نمادهای شرور ، اما در عین حال ، احساس می کنید که به طور کامل فرصتی برای کشف این موضوع ندارید. آیا یک شرور دیگر ، از برخی منابع منبع دیگر ، وجود دارد که شما این بازی را دوست دارید؟ آیا دوست دارید دوباره شخصیتی مثل آن بازی کنید؟

آیزنبرگ: بله. وقتی برای خودم می نویسم ، به پایان می رسم شخصیت هایی را بازی می کنم که احتمالاً شرورتر از آن هستند که شیرین باشند. من چهار نمایشنامه در نیویورک داشته ام و در سه تایوان شخصیت اصلی را بازی کردم و همه آنها آدم های ناامید بودند ، بنابراین باید ناخودآگاه بخواهم این کار را انجام دهم. من نمی دانم چرا او حتی با مارسو فیلم را از این طریق با خود جذب می کند. من به دلایلی واقعاً آن را دوست دارم. من دقیقا نمی دانم چرا بنابراین ، مطمئناً ، وقتی چیزی را برای خودم خلق می کنم ، این کار را می کنم و دوست دارم در صورت امکان این کار را در یک فیلم دیگر انجام دهم ، اما تنها در صورتی که به شکلی به تصویر کشیده شود که به جای فقط شر شر خال ، یا شخص پریدن از آن احساس ظرافت کند. بیرون از کمد

شما به کارگردانی اشاره کردید. آیا این چیزی است که شما خیلی فکر کرده اید و شما را برای مدتی علاقه مند کرده است؟

تصویر از طریق Saban Films

آیزنبرگ: کارگردانی نیست ، اما من از جوانی می نویسم. من به زودی یک کتاب دارم ، و نمایشنامه های من ترجمه شده و ساخته شده اند ، در سرتاسر جهان ، و این همیشه برای من مهم بوده است. و بعد ، وقتی امسال چند مورد نوشتم که فقط به عنوان یک فیلم یا سریال تلویزیونی قابل انجام است ، من آنها را کارگردانی می کنم ، اگر به هیچ دلیل دیگری جز این نیست که اطمینان داشته باشم که بر نوشتن خود کنترل داشته باشم. نمی دانم حتی برای یک روز با یک فیلم مانند خودم چه کنم ویواریوم، که نیاز به یک مجموعه مهارت فنی دارد که من واقعاً ندارم. بنابراین ، من کارگردانی می کنم ، فقط تا آنجا که می خواهم آنچه را که می نویسم کنترل کنم. من به عنوان یک نمایشنامه نویس ، کارگردانی نمی کنم زیرا این یک رسانه متفاوت است ، جایی که شما واقعاً مجبور نیستید آن را کارگردانی کنید. تقریبا هیچ نمایشنامه نویس ای وجود ندارد که مطالب خود را کارگردانی کند. اما در فیلم ها ، اگر یک نوع صمیمی باشد ، یک نویسنده کار خود را کارگردانی می کند.

ویواریوم و مقاومت اکنون در صورت تقاضا در دسترس هستند.

شما هم نظری ارسال کنید

نظر ها بسته شده اند